تبليغاتX
.. ...... نـــــــــــــاز پــــــــــری ....... ...... ...
كاش در كتاب قطور زندگي سطري باشيم فراموش نشدني نه حاشيه اي از ياد رفتني

 

دنيا چه خوشبخت است كه هرگز به از دست رفته حسرت نمي خورد زيرا هرچه را از دست بدهد دوباره به دست خواهد آورد ، اي كاش كه ما هم مي توانستيم دنيا باشيم .

 

 

 

 

گلها جواب زمینند به سلام آفتاب . نه زمستانی باش که بلرزانی  نه تابستانی باش که بسوزانی  بهاری باش تا برویانی

 

 

  

 

چقدر زيباست ريزش باران بر پهنه دشت و دل دريا ، چقدر زيباست طپش قلب عاشق در حال ديدار معشوق ، چقدر زيباست سكوت دريا ، اما چقدر نازيبا و اندوهگين فراق دو يار ، دو معشوق كه پس از جستجو ها به هم رسيده باشند

 

 

  

 

حال دنيا را پرسيدم از فرزانه گفت : يا باد است يا خواب است يا افسانه ، گفتمش : احوال عمرم را بگو تا عمر چيست ؟ گفت : يا برگ يا شمع است يا پروانه ، گفتمش : اينها كه مي بيني چرا به اين دنيا دل بسته اند ؟ گفت : يا كورند يا ديوانه !

ا

  

 

اي آنكه عشق اولي و عشق آخري شفاف و زلال و بي غبار و معطري چون كوه سخت و سرافراز و پر غرور چون آب پاك و نجيب و مطهري گفتم دلم گرفته از اين شهر پر فريب گفتي مرا به دهكده عشق مي بري تو قول دادي از سفر سالهاي دور پيراهني سپيد برايم بياوري من قول داده ام كه به جز نام خوب تو هرگز نياورم به زبان نام ديگري

 

  

اولين نامه من.... اولين نامه تو.... اولين برگ سفر نامه عشق منو توست و در اين پندارم.... كه اگر عشق سرآغاز وجود است.... كه هست.... آخرين نامه‌من.... آخرين نامه تو.... آخرين برگ وجود منو توست 

 

  

 

بگذار سر به سینهء من تا بگویمت اندوه چیست عشق کدامست غم کجاست بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان عمریست در هوای تو از آشیان جداست بگذار سر به سینهء من تا که بشنوی آهنگ اشتیاق دلی درد مند را شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق آزار این رمیدهء سر در کمند را

 

 

  

 

دیروز...
باز باران با ترانه با گوهرهای فراوان می خورد بر بام خانه ...
و اما امروز
...
باز باران بی ترانه... باز باران با تمام بی کسی های شبانه... می خورد بر مرد تنها...می چکد بر فرش خانه...باز می آید صدای چک چک غم...باز ماتم من به پشت شیشه ی تنهایی افتاده... نمی دانم...نمی فهمم کجای قطره های بی کسی زیباست؟...نمی فهمم, چرا مردم نمی فهمند که آن کودک...که زیر ضربه شلاق باران سخت می لرزد...کجای ذلتش زیباست؟!

 

     

نوشته شده توسط ۩۞۩ٌ یاس ۩۞۩ٌ در دوشنبه ششم خرداد 1387 ساعت 12:16 | لینک ثابت |

عسل ناب نگاهت شهده مسموم صداقت...قصه هاي عاشقونت خنجري پشت رفاقت

مهربانا ، سایبانی از جنس اشک و نیاز می خواهم تا سجاده ی دلم را در آن بگسترانم و با دستان خسته قنوتم از تو بخواهم که بر وجود سردم نور نگاهت را بتابانی و گل های زیبای عشق و ایمان را بار دگر در من تازه گردانی

 

 

 

 

يکی بود يکی نبود....وقتی اين يکی بود اون يکی نبود وقتی اون يکی بود اين يکی نبود... خلاصه ما هم نفهميديم که کی بود و کی نبود امّا فهميديم که هيچوقت اون يکی با اين يکی نبود

 

 

 

سر کلاس رياضي بود که استاد دو خط موازي کشيد رو تخته. خط پاييني نگاهي به خط بالايي کرد تو دلش عاشقش شد. خط بالايي هم نگاهي به خط پاييني کرد تو دلش عاشقش شد. در همين هنگام بود که استاد داد زد دو خط موازي هيچ وقت به هم نمي رسن !!!!؟؟؟؟؟؟

 

 

 

 

 

كاش آن آينه اي بودم من كه به هر صبح تو را مي ديدم مي كشيدم همه اندام تو را در آغوش سرو اندام تو با آنهمه پيچ آنهمه تاب آنگه از

باغ تنت مي چيدم گل صد بوسه ناب!

 

 

 

 

 

ديدي تا حالا اگر کسي رو دوست داشته باشي دلت نمياد اذيتش کني؟ دلت نمياد شيشه دلش رو با سنگ زخم زبون بشکني؟ دلت نمياد ازش پيش خدا شکايت کني حتي اگر بره و همه چيزو با خودش ببره... حتي اگر از اون فقط هاي هاي گريه ي شبانت بمونه و عطر اخرين نگاهش... حتي اگر بعد از رفتنش پيچک دلت به شاخه نازک تنهايي تکيه کنه ديدي؟هر گوشه و کنار شهر هر وقت کسي از کنارت رد ميشه که بوي عطرش رو ميده چه حالي ميشي؟ بر ميگردي و به اون رهگذر نگاه ميکني تا مطمئن بشي خودش نبوده

 

 

 

 

ميدونم ميتوني قلبمو آتيش بزني اما نزن...ميدونم ميتوني بري و منو تنهام بزاري اما نزار...ميدونم ميتوني بريو باکس ديگه‌اي دوست شي اما نشو...ميدونم ميتوني جواب منو ندي اما بده...ميدونم ميتوني نابودم کني اما نکن...ميدونم ميتوني ....

 

 

 

 

اگه يه روز تو کنارم نباشي..... اين زندگي تلخي رو که دارم رها مي کنم....مي زارم ميرم.... تا ديگه مجبور نشم هر روز صبح.... قيافه تنهاي خودم رو توي آيينه اتاق تحمل کنم

 

 

 

 

اگر ميتونستم همه خيابونا رو پر ماشين مي کردم تا وقتي مي خوايم از خيابون رد شيم دستمو بگيري...همه زمينارو پر برف مي کردم تا واسه اينکه سر نخوري بازومو بگيري...هر شب بارون مي باروندم تا بريم يه گوشه زير يه سرپناه بشينيم حرف بزنيم...عقب همه تاکسي هارو پر مسافر مي کردم تا مجبور شيم دوتايي جلو بشينيم

 

 

 

 

اگر روزی تهدیدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست! اگر روزی تركت كردند، بدان با تو بودن لیاقت می خواهد

 

 

 

 

 

تو بگو وقتی خواب بودم چه کسی مداد رنگیشُ برداشت و فاصله ها رو پٌررنگ کرد ؟؟

 

 

نوشته شده توسط ۩۞۩ٌ یاس ۩۞۩ٌ در جمعه ششم اردیبهشت 1387 ساعت 19:9 | لینک ثابت |

شب بود ، شمع بود ، من بودم و غم ... شب رفت ، شمع سوخت ، من موندم و غم ...

دلم گرفته از ادمايي که ميگن دوستت دارم اما معنيشو نميدونن،از ادمايي که ميخوان ماله اونا باشي اما خودشون ماله تو نيستن،از اونايي که زير بارون برات ميميرن و وقتي افتاب ميشه همه چيز يادشون ميره

 

  

 

 

هرگاه دفتر محبت را ورق زدي، هرگاه زير پايت خش‌خش برگ‌ها را احساس كردي، هرگاه در ميان ستارگان آسمان تك ستاره خاموش ديدي، براي يك بار در گوشه‌اي از ذهن خود نه به زبان بلكه از ته قلب خود بگو: يادت بخير

 

 

 

مي روم از رفتن من شاد باش از عذاب ديدنم آزادباش گر چه تو تنها تر از ما مي روي آرزو دارم ولي عاشق شوي آرزو دارم بفهمي درد را تلخي برخوردهاي سرد را

 

 

 

 تقديم به چشمي كه اشكش منم، تقديم به اشكي كه غمش منم، تقديم به شمعي كه پروانه اش منم، تقديم به گلزاری كه گلش...تويي.وتقديم به عشقي كه عاشقش منم

 

 

 

به او بگوييد دوستش دارم به او که قلبش به وسعت درياييست که قايق کوچک دل من در آن غرق شده . به او که مرا از اين زمين خاکي به سرزمين نور و شعر و ترانه برد . و چشمهايم را به دنيايي پر از زيبايي باز کرد

 

 

 

 

رو سنگ قبرم بنویس اینجا مجال گریه نیست ... هرکی می خواست گریه کنه بهش بگو اون دیگه نیست

 

 

 

  

 

اگه مي دونستي قطره ي بارون وقت دورشدن از ابرا چه حسي داشت اگه مي دونستي يه بندر وقت رفتن کشتيها چه تنها ميشه اگه مي دونستي درخت کاج وقت پر کشيدن پرنده ها چه غمگين ميشه " اگه مي دونستي که رفتنت چه آتشي بر جانم کشيد اون وقت اين قدر راحت نمي گفتي: خداحافظ

 

 

 

 

 

 

يکي محبت مي کنه و يکي ناز مي کنه ! اوني که ناز مي کنه هميشه محبت مي بينه اما اوني که محبت مي کنه هميشه تنهاي تنهاست

 

 

 

 

 کعبه را گفتم تو از خاکی منم خاک، چرا باید به دور تو بگردم ؟؟؟ ندا آمد تو با پا آمدی باید بگردی ، برو با دل بیا تا من بگردم

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط ۩۞۩ٌ یاس ۩۞۩ٌ در جمعه هفتم دی 1386 ساعت 3:54 | لینک ثابت |

انقدر از زندگاني دلگير و دلسردم که روزي اگر بميرم مر گ خود را جشن مي گيرم

 

 

اگر در خواب میدیم غم روز جدایی را به دل هرگز نمیدادم خیال آشنایی را

 

اونی که از معرفت و مردونگی دم میزنه بی هوا از پشت به آدم خنجر میزنه

 

 

*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:

 

 

اگر بار گران بودیم و رفتیم اگر نامهربان بودیم و رفتیم

گرچه این دنیا ندارد اعتباری این را نوشتم تا بماند یادگاری

 

 

*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:

 

 

سلام سلامی از قلب شکسته از قلبی دور افتاده همچون کبوتری سبکبال که دراسمان عشق به پروازدرامده است سلامی به بلندای اسمان و به زلال و خلوص چشمه ساران سلامی به لطافت گرمای بهاری سلامی همچو بوی خوش اشنایی سلامی بر خواسته از دل و نشسته بر دل

 

 

*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:

 

 

زندگي همچون کلافي پيچ در پيچ است که اولش پيچ است وآخرش هيچ است

 

*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:

 

هر کس به طریقی دل ما می شکند بیگانه جدا دوست جدا می شکند بیگانه اگر می شکند حرفی نیست از دوست بپرسید که چرا می شکند

 

:

*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:

 

 

روزي تمام احساسات آدمي گرد هم جمع مي شن و غايم موشک بازي ميکنن ديوانگي چشمميذاره همه مي رن غايم ميشن تنبلي اون نزديکا غايم ميشه حسادت ميره اون ور غايم ميشه عشق مي ره پشت يه گل رز ديوانگي همه رو پيدا مي کنه به جز عشق حسادت عشق رو لو ميده و به ديوانگي ميگه که رفت پشت گل رز عشق نمياد بيرون ديوانگي هرچي صدا مي زنه عشق بيا بيرون ديوانگي هم يه خنجر ور ميداره همينطور رز رو با خنجرش مي زنه تا عشق پيدا بشه يک دفعه عشق ميگه آخ چشمو کور کردی ديوانگي اشک مي ريزه به دست و پاي عشق بهش مي گه من چشم تو رو کور کردم تو هر کاري بگي من انجام ميدم عشق فقط يک چيز از اون می خواد بهش مي گه با من هم درد شو از اون وقت به بعد ديوانگي هم درد عشق کور شد و بس

 

:

*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:

 

 

 

می گن قسمت ٬ گفتم نه خواستن ٬ می گن قسمت نباشه خواستن بی ارزشه٬گفتم خب نمی خوام تا قسمت بی ارزش بشه اما...قسمت لعنتی!من خواستم که نخواهم اما نشد و خواستم ٬ ولی قسمت نخواست ومن ازقسمت شکست خوردم وقسمت با ارزش شد و من..

 

 

*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:

 

 

هر وقت خواستي بدوني کسي دوستت داره تو چشماش زول بزن تا عشق رو تو چشماش ببيني اگه نگات کرد عاشقته . اگه خجالت کشيد بدون برات ميميره . اگه سرشو انداخت پايين و يه لحظه رفت تو فکر بدون بدونه تو ميميره و اگر هم خنديد بدون اصلا دوست نداره

 

 

*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:

 

سنگ قبر من بنويسـيد خسته بود اهــل زمين نبود نـمازش شــكســته بود بر سنگ قبر من بنويسيد شيشه بود تـنها از اين نظر كه سـراپا شـكســته بود بر سنگ قبر من بنويســـــــيد پاك بود چشمان او كه دائما از اشك شسـته بود بر سنگ قبر من بنويســيد اين درخت عمري براي هر تبر و تيشه، دســــته بود بر سنگ قبر من بنويســــــيد كل عمر پشت دري كه باز نمي شد نشسته بود

 

 

*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:

 

 

پيداست هنوز شقايق نشدي

زنداني زندان دقايق نشدي

وقتي که مرا از دل خود مي راني

يعني که تو هيچ وقت عاشق نشدي

 

 

*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:

 

یک صحرا شن ...

از ساعت عمرم ریخت ...

باز هم انتظار؟

 

 

 

 

نوشته شده توسط ۩۞۩ٌ یاس ۩۞۩ٌ در چهارشنبه هفتم آذر 1386 ساعت 18:31 | لینک ثابت |

دلم شكسته ترين زورق شكيبا ييست خبردهيد مجنون را كه وقت دلداريست....!!!

 http://best-girls-2007.blogfa.com/ حتما" سر بزنید....

                                         


به سلامتي درخت/نه به خاطرميوه اش/به خاطر سايه اش


به سلامتي کرم خاکي/نه خاطر کرمش/به خاطر خاکي بودنش


به سلامتي ديوار/که هر مرد نا مردي بهش تکيه مي کنند


به سلامتي مورچه/که کسي اشکش رو نديده


به سلامتي خيار/نه به خاطر خ اش/بلکه به خاطر يارش


به سلامتي گاو/چون نگفت من/گفت ما


به سلامتي شلغم/نه به خاطر شلش/به خاطر غمش


به سلامتي سگ/نه به خاطر پارسش/به خاطر وفاش


به سلامتي هرچي نامرده که اگه نامرد نباشه مردا شناخته نميشن

                                                     

 

بگذر زمن اي آشنا چون از تو من ديگر گذشتم
ديگر تو هم بيگانه شو چون ديگران با سر گذشتم
مي خواهم عشقت در دل بميرد مي خواهم تا ديگر در سر يادت پايان گيرد

  

                                                     

چنان دلگيرم از دنيا كه خود را هم نمى خواهم ، به اين زخم ِ دل خونين دگر مرهم نمى خواهم ، همه نامهربانند در اين دنياى پر تذوير ، چنين شد كه حاصل عمرم ... كه جز مرگم نمى خواهم

نوشته شده توسط ۩۞۩ٌ یاس ۩۞۩ٌ در دوشنبه هفتم آبان 1386 ساعت 18:33 | لینک ثابت |

بوديم وكسي پاس نميداشت كه هستيم، باشد كه نباشيم و بدانند كه بوديم.!؟!

ديروز با يك دسته گل امده بود به ديدنم با يك نگاه مهربون همون نگاهي كه سالها ارزو شو داشتم و از من دريغ مي كرد گريه كرد و گفت دلش برام تنگ شده ولي من فقط نگاهش كردم .. وقتي رفت سنگ قبرم از اشكش خيس شده بود

 

*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.

 

من تمنا کردم
که تو با من باشی
تو به من گفتی
هرگز هرگز
پاسخی سخت و درشت
و مراغصه این هرگز کشت

 

*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.

 

برای شکستن من یه اخم کافیه ... نیازی به فریادت نیست واسه اشک ریختنم سکوت تو کافیه ... نیازی به قهر نیست برای مردنم حرف رفتنت کافیه ... نیازی به انجامش نیست

 

*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.

 

سعی کن همیشه تنها باشی چون تنها به دنیا آمده ای و تنها می میری بگذار عظمت عشق را هیچ گاه درک نکنی چون آنقدر عظیم است که تو را در زندگی نابود می کند اما اگر عاشق شدی ... فقط یک نفر را دوست بدار بخند ، گریه کن و قدم بردار تنها برای یک نفر

 

*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.

 

فردا روز ديگري است كه بي تو
بر عمر تلف شده افزوده مي شود
همين روزها
روز رفتن از راه مي رسد
و من طوري از خيال تو گم مي شوم
كه انگار هرگز نبوده ام

 

*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.

 

غربت را
حتما نباید لای الفبای شهری غریب بیابی
و یا جایی
پشت لحظه های آشنا
همین که
عزیزت نگاهش را به دیگری تعارف کند
کافی ست

 

*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.

 

وفاداري را بايد از نيلوفري آموخت كه به دور هر شاخه اي مي پيچد؛و در آغوشش مي ميرد

 

*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.

 

آرزو دارم كه قشنگترين گل سرخ دنيا را بچينم و بر برگهاي آن قطره اي از خون خود را بچكانم وآنرا به محبوبم هديه كنم .تا زماني كه گل را مي بويد نفسش خون مرا گرم كند

 

*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.

 

مردن آن نیست که در سینه ی خاک دفن شوم
مردن آن است که از خاطر تو با همه ی خاطره ها محو شوم!

 

*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.

 

وفاي شمع را نازم كه بعد از سوختن ...به صد خاكستري در دامن پروانه ميريزد...نه چون انسان كه بعد از رفتن همدم... گل عشقش درون دامن بيگانه ميريزد...

 

*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.

 

نگو بار گران بوديم و رفتيم


نگو نامهربان بوديم و رفتيم

اينها دليل محكمي نيست

بگو با ديگران بوديم و رفتيم

 

 

نوشته شده توسط ۩۞۩ٌ یاس ۩۞۩ٌ در جمعه ششم مهر 1386 ساعت 11:49 | لینک ثابت |

گل اگر خشک شود ساقه اش مي ماند دوست اگر جدا شود خاطره اش مي ماند!

 

چقدر وحشتناكه كه هيچكس دلش براي من تنگ نشد هيچكس نپرسيد كجايي؟حتي اونايي كه خيلي دم از معرفت مي زدند!!!! ياد حرف همسايه افتادم كه يک بار بهم گفته بود ... به سايه ها دل نبند!...... راست گفت .

 

.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.

 

 

بر خاک بخواب نازنين،تختي نيست. آواره شدن ,حکايت سختي نيست. از پاکي اشکهاي خود فهميدم  لبخند هميشه راز خوشبختي نيست !

 

 

.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.

 

 

مي نويسم (( د ي د ار )) تو اگر بي من و دلتنگ مني ... يك به يك فاصله ها را بردار !

 

 

.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.

 

 

اگه کليد دلي رو نداري ... قفل نکن اگه مي خواي دروغ بگي ...به چشاي کسي نگاه نکن اگه خداحافظي در پيشه... سلام نکن اگه مي خواي رها کني ... پس دست کسي رو نگير اگه کسي تو فکرته ... پس به ديگري نگو دوست دارم.

 

 

.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.

 

گريه هام بي صداست عشق من بي انتهاست رد پاي اشكهايم را بگير تابداني خانه ي عشق كجاست.

.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.

 

 

 

خداوند آتش را آفريد تا ارزش آب را بدانيم وخلا زاييده شد تا ارزش هوا را بدانيم و بعد مرگ آمد تا ارزش زندگي را بشناسيم .

.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.

 

 

زمان طولاني ميشه واسه اونايي که غصه دارن . کوتاه ميشه واسه اونايي که شادن .دير ميگذره براي اونايي که منتظرن .زود ميگذره براي اونايي که عجله دارن. اما ...... اما ابدي ميشه براي اونايي که عاشقن.

 

 

.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.

 

 

افلاطون مي گه: " اگه با دلت چيزي يا کسي رو دوست داري زياد جدي نگيرش، چون ارزشي نداره، چون کار دل دوست داشتنه، مثل کار چشم که ديدنه، اما اگه يه روز با عقلت کسي رو دوست داشتي، اگه عقلت عاشق شد، بدون که داري چيزي رو تجربه مي کني که اسمش عشق واقعيه.

 

 

.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.

 

 

قفس داران سکوتم را شکستند دل دائم صبورم را شکستند به جرم پا به پاي عشق رفتن پرو بال عبورم را شکستند مرا از خلوتم بيرون کشيدند چه بي پروا حضورم را شکستند تمنا در نگاهم موج مي زد ولي روياي دورم را شکستند .

 

 

.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.

 

 

عشق رازي است مقدس . براي کساني که عاشقند ، عشق براي هميشه بي کلام ميماند ؛ اما براي کساني که عشق نمي ورزند ، عشق شوخي بي رحمانه اي بيش نيست .

 

 

.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.

 

 

پرسيدم چرا دوستم داري؟ توي چشمام نگاه كرد وهيچي نگفت گفتم شايد واقعا دوستم نداره؟ وقتي رفت فهميدم دوست داشتن دل ميخواد نه دليل

 

 

.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.

 

 

نذاري فاصله ها ، تو هجوم سايه ها ، ميون غريبه ها ، نذاري تو جاده ها تو رو از من بگيرن ، تو خودت خوب مي دوني ، توي راه زندگيم ، دلخوشم به بودنت ، پس نكني يه كاري تا فرق نكنه چه بودنت ، نبودنت.

.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.

 

 

لا لالالا نخواب دنيا خسيسه واسه كم آدمي خوب مي نويسه يكي لبهاش تو خوابم غرق خنده است يكي پلكاش تو خوابم خيسه خيسه لا لالالا نخواب عاشق يه سيبه هميشه سرخ و تب دار و غريبه تا اون بالاست رسيده است ولي تنهاست پايين هم كه مي افته بي نصيبه.

 

 

.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.

بعضي عشق ها آتشين اما كم عمق و سطحي هستند گردبادي بر پاي مي كنند و زود هم سرد مي شوند اما بعضي عشق ها عميق است و ملايم چون يك نخ باريك شروع مي شود و در طول زمان استمرار مي يابد.

نوشته شده توسط ۩۞۩ٌ یاس ۩۞۩ٌ در سه شنبه ششم شهریور 1386 ساعت 7:23 | لینک ثابت |

دوستت دارم...! I LOVE YOU.....!

خداوند به فرشتگان عقل داد، بدون شهوت.حيوانات را شهوت داد، بدون عقل و انسان را شهوت داد با عقل ؛ هر انساني که عقلش به شهوتش غلبه کند از فرشتگان بهتر است و هر انساني که شهوتش بر عقلش غلبه کند بدتر از حيوان است

 

 

.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.

 

هر 3 ثانیه یکی تو دنیا میمیره بشمار1 2 3 همین الان یکی مرد یادت باشه یکی از این 3 ثانیه ها نوبت من و توه

 

.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.

اگر بوي گلي را دوست نداري شاخه هايش را نشكن

 

 

.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.

ميداني چه مي شود وقتي تمام احساساتت و عشقت را جمع كني و همه را به يك نفر هديه كني ..! مايه نشاطش باشي و تمام تلاشت شاد نگهداشتن او باشد . اما او بي اعتنا باشد و بي تفاوت . اينچنين است كه لحظه هاي خاموشي جان مي گيرد

 

 

.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.

 

دوري عشق هاي کوچک را از بين ميبرد ولي به عشق هاي بزرگ عظمت ميبخشد مثل باد که کبريت را خاموش ميکند ولي شعله هاي اتيش را بزرگتر ميکند

 

 

.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.

 

زمانی که متولد شدم یکی تو گوشم گفت تا آخر عمر با تو هستم! خندیدم و گفتم:تو کی هستی؟ گفت: غم و تنهایی

 

 

.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.

 

مي دونستي اشک گاهي از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسي مي توني هديه کني اما اشک رو فقط براي کسي مي ريزي که نمي خواي از دستش بدي

 

 

.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.

 

وقتی خدا بخواهد برای شما هدیه ای بفرستد ، آن را در مشکلی می پیچد . هر چه مشکل بزرگتر باشد، هدیه هم بزرگتر است

 

 

.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.

شيشه اي مي شکند... يک نفر مي پرسد...چرا شيشه شکست؟مادر مي گويد:شايد اين رفع بلاست.يک نفر زمزمه کرد...باد سرد وحشي مثل يک کودک شيطان آمد.شيشه ي پنجره را زود شکست.کاش امشب که دلم مثل آن شيشه ي مغرور شکست,عابري خنده کنان مي آمد...تکه اي از آن برمي داشت مرحمي بر دل تنگم مي شد... اما امشب ديدم ...هيچ کس هيچ نگفت غصه ام را نشنيد... از خودم مي پرسم آيا ارزش قلب من از شيشه ي پنجره هم کمتر است؟؟دل سخت شکست اما,هيچ کس هيچ نگفت و نپرسيد چرا؟؟؟؟؟

 

.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.

 

اولين كسي كه عاشقش ميشي دلتو ميشكونه و ميره . دومين كسي رو كه مياي دوست داشته باشي و از تجربه قبلي استفاده كني دلتو بدتر ميشكنه و ميزاره ميره . بعدش ديگه هيچ چيز واست مهم نيست و از اين به بعد ميشي اون آدمي كه هيچ وقت نبودي . ديگه دوست دارم واست رنگي نداره .. و اگه يه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو ميشكوني كه انتقام خودتو ازش بگيري و اون ميره با يكي ديگه ...... اينطوريه كه دل همه آدما ميشکنه

نوشته شده توسط ۩۞۩ٌ یاس ۩۞۩ٌ در یکشنبه چهارم شهریور 1386 ساعت 13:17 | لینک ثابت |

ع + ش + ق = عشق یا هوس؟

 

EXNET :: Excellent Network

دکتر گفت:"گول" خونت زیاد شده

زیاد "گول" میخوری؟

گفتم "نه"

گفت یه نسخه مینویسم:

آمپول بی وفایی ،صبح ،ظهر، شب.

شربت بی معرفتی

قرص زیر زبانی دروغ

بعد گفت: در ضمن

شنیدن هر گونه حرف عاشقانه قدغن

چون حاوی میزان زیادی "گول" است.

نمیدانم

این "عشق من" است که تاریخ انقضا دارد

یا"لیاقت تو"

در هر صورت

دیگر دوستت ندارم.

من در این بادیه تنها مانده ام

و هنوز جان دارم

و خودم می دانم  

که همه "زندگی ام" را باید... 

 باید از عشق ِ تو  ممنو(؟) باشم 

من هنوز شک دارم 

که چه باید باشد 

اخر این ابهام...

"عین" یا "نون"؟!؟!؟!

 تو بگو.....

نوشته شده توسط ۩۞۩ٌ یاس ۩۞۩ٌ در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386 ساعت 10:32 | لینک ثابت |

دوستت دارم

ميشه مثل يه قطره اشك بعضيا رو از چشمت بندازي .... ولي هيچ وقت نمي توني جلوي اشكي رو بگيري كه با رفتن بعضی ها از چشمت جاري ميشه

 

 

 

اگه یه روز چشمات پر اشک شد و دنبال یه شونه گشتی که گریه کنی صدام کن. بهت قول نمی دم که ساکتت کنم...ولی قول می دم که پا به پات گریه کنم

 

 

اگه کسی در شهر غم خيابان دوست ، کوچه‌ی محبت پلاک مهر، منزل مونس های شقايق را پيدا کرد سلام مرا به اهالي آنجا برساند

 

 

 

 

گلي كه در دست داشتم پژمرد. من گريستم او پژمرد. او گريست باغ ها پژمردند. خداوند گلي ديگر به دستانم سپرد ولي تو همچنان مي گريي؟ چرا؟

 

 

 

 

 

باور کن گلایه از تو نیست تو خوبتر از انی که گلایه از تو باشد گلایه از خودم و ویرانه های قلب خودم است که ذره ذره فرو میریزند واینک احساس میکنم جز ویرانه ای از من باقی نیست

 

 

 

 

 

براش بنویس دوستت دارم آخه میدونی.آدما گاهی اوقات خیلی زود حرفها شونو از یاد میبرن ولی یه نوشته ، به این سادگیها پاک شدنی نیست.اگرچه پاره کردن یک کاغذ از شکستن یک قلب هم ساده تره...ولی بنویس...

 

 

 

 

 

*شنيدم که شمشير يکي را دوتا مي کند بنازم به شمشيرعشق که دوتا رايکي مي کند* .

 

گفت : عاشقي مرد ، بیا به یادش لحظه ای سکوت کنیم .
گفتم : اگر بخواهیم برای عاشقان سکوت کنیم ، باید عمری را ساکت باشیم ...

 

 

 

 

 

اگر كليد قلبي را نداري قفلش نكن اگر خداحافظي در راه است سلام نكن اگر دستي را گرفتي رهايش نكن...

 

 

 

 

 

 

در اين حريم شبانه ستم گرفته در اين شب خوف و خاكستر كه غم گرفته رفيق فروزان روشن رهايي من ستاره‌ها را صدا بزن دلم گرفته

 

 

 

 

 

 

 

 

آنگاه كه با دستانت واژه عشق را بر قلبم نوشتي سواد نداشتم اما به دستانت اعتماد داشتم حال سواد دارم اما ديگر به چشمان خود اعتماد ندارم

 

 

 

 

 

خدايا تو خود ميداني انسان بودن و ماندن در اين دنيا چه دشوار است
چه زجر ميكشد آن كس كه انسان است و از احساس سرشار است

 

 

 

 

 

 

 

آدم وقتي عاشق شد ... حتي يه لحظه هم عشقش رو نميذاره و بره ... ! اگه اين كارو كرد ... اون عشق نيست ...آدم وقتي عاشق شد ... چشمش خود به خود روي همه بسته ميشه ... ! اگه نشد ... اون عشق نيست ...آدم وقتي عاشق شد ... فقط صلاح و خوبيه عشقش رو ميخواد ... !اگه غير از اين بود ... اون عشق نيست ...آدم وقتي عاشق شد ... يه لحظه نميتونه غم عشقش رو ببينه و آروم بگيره ... ! اگه غير از اين شد ... اون عشق نيست

 

 

 

 

 

 

هميشه آرزوهايت را ياد داشت کن... نه به خاطر اينکه خدا فراموش مي کند.. به خاطر اينکه فراموش مي کني آنچه امروز داري آرزوهاي ديروزت است

 

 

 

 

 

 

 

 

شبي پرسيدمش از بي قراري‌‌‌‌، به غير از من کسي را دوست داري؟دو چشمش از خجالت بر هم افتاد‌‌، میان گریه هایش گفت:آری...

       

 

   

 

                                                                                                       

نوشته شده توسط ۩۞۩ٌ یاس ۩۞۩ٌ در جمعه یکم تیر 1386 ساعت 7:50 | لینک ثابت |

 

*
*
*
*
*
*
*
------- JavaScript Codes --------